سعید زینالی D

@saayd-zynaly

نحوه اعدام نا‌مشخص؛ استان تهران، ايران

D
نمره کلی اِجتم
متوسط
رتبه کل
۸,۴۴۲ از ۳۰,۳۶۱
رتبه در دسته
۴۷۹ از ۲۱,۴۱۳
مجموع دنبال‌کننده
۰

📖 زندگی‌نامه

ویرایش این بخش

سعید زینالی (@saayd-zynaly) از چهره‌های حوزهٔ یادبود مبارزین اهل استان تهران، ايران است که در مجموع ۰ دنبال‌کننده در شبکه‌های اجتماعی دارد و در رده‌بندی اِجتم - چهره‌های اجتماع در جایگاه ۸,۴۴۲ از ۳۰,۳۶۱ قرار گرفته است.

زندگی‌نامه

**ملیت:** ايران **مذهب:** اسلام ملاحظات تصحیح و یا تکمیل کنید اطلاعات درباره آقای سعید زینالی از راه گفتگو با یکی از نزدیکان وی و همچنین نامه سرگشادۀ مادرش که در آذر ماه سال ١٣٨٨ در سایت‌های مختلف اینترنتی منتشر شده، به دست آمده است. آقای سعید زینالی، فرزند اکرم و هاشم، روز ٣١ شهریور ١٣٥٥ متولد شد. او فارغ التحصیل رشته کامپیوتر بود. صبح روز ٢٣ تیر ماه ١٣٧٨، دوست آقای زینالی، به نام شهرام چراغی زنجانی، به خانۀ خانواده زینالی در محله پونک در شمال غرب تهران رفت و سراغ آقای زینالی را گرفت. هنگامی که آقای زینالی قصد خروج از منزل را داشت، مادرش سعی کرد به دلیل نگرانی از گرفتار شدن او در جریان اعتراض‌های دانشجویی و درگیری با نیروهای مسلح و لباس شخصی،* از خروج او از خانه جلوگیری کند. آقای زینالی به مادرش گفت که به زودی باز خواهد گشت. مادر وی که نگران شده بود به کوچه رفت و یکی از همسایه‌ها به او خبر داد که افراد ناشناسی آقایان زینالی و چراغی زنجانی را به زور سوار ماشینی کردند و از آنجا بردند. این شخص شماره پلاک ماشین را به خانم زینالی داد. در زمان بازداشت او ٢٢ سال داشت. یکی از دانشجویان بازداشت شده در وقایع تیر ماه ١٣٧٨، آقای احمد باطبی، هنگامی که در یک سلول انفرادی در زندان توحید نگهداری می‌شد، صدای ماموران زندان را می‌شنیده است که مرد جوانی به نام زینالی را برای بازجویی می‌بردند و به سلول انفرادی باز می‌گردادند. آقای باطبی نام کوچک او را نمی‌داند. واکنش خانواده پس از بازداشت وی، والدین آقای زینالی به کلانتری‌ها و بیمارستان‌های مختلف رجوع کردند ولی خبری از وی نیافتند. آنها با خانواده چراغی زنجانی نیز تماس گرفتند و فهمیدند که آنها نیز از وضعیت پسرشان، آقای شهرام چراغی زنجانی، بی‌خبر هستند. آن‌ها شماره پلاک ماشینی را که این دو جوان به وسیله آن ربوده شدند، در اختیار نیروی انتظامی گذاشتند. والدین آقای زینالی پرونده‌ای در شعبه ١١ اداره پلیس آگاهی تهران برای رسیدگی به پرونده فرزندشان تشکیل دادند. پس از اینکه چهار مامور ناشناس به خانه آنها آمدند، آنجا را گشتند و وسایلی از سعید را توقیف کردند، خانواده زینالی به اداره آگاهی خبر دادند و پرسیدند که آیا این مامورها از آنجا آمده‌اند؛ ولی جوابی نشنیدند. هنگام بازدید نماینده ویژه سازمان ملل از ایران، خانم زینالی همراه دیگر اعضای خانواده زندانیان سیاسی در مقابل هتل لاله تهران تجمع کردند ولی نیروهای انتظامی آن‌ها را پراکنده کردند. خانم زینالی به دفتر نماینده تهران در مجلس، آقای علی اکبر موسوی خوئینی، مراجعه کرد و او از خانم زینالی وکالت گرفت و گفت که پیگیر پرونده سعید خواهد شد. ولی دفعه بعد که خانم زینالی به دفتر او رفت، جواب شنید که خود آقای موسوی خوئینی بازداشت شده است (٢٢ خرداد تا ٢٩ مهر ١٣٨٥). خانم زینالی به شعبه ٦ دادگاه انقلاب اسلامی شکایت کرد. مسئولان از او مشخصات آقای سعید زینالی را گرفتند که با پلیس بین الملل تماس بگیرند و بپرسند که آیا او از ایران خارج شده است یا نه. پس از چند ماه، آن‌ها خبر دادند که او از کشور خارج نشده است و از مادرش خواستند که صبور باشد. خانم زینالی بارها به زندان اوین مراجعه کرده است. او حتی به گورستان خاوران نیز رفته است ولی مسئولین جوابی به او نداده‌اند که آیا پسرش در آنجا به خاک سپرده شده است یا نه. شخصی که خود را وابسته به وزارت اطلاعات معرفی کرده بود، یک اتومبیل پیکان برای پیدا کردن خبری از آقای زینالی از خانواده گرفت. این شخص به یکی از اقوام آنها گفته بود که به والدین آقای زینالی بگوید که منتظر ملاقات با فرزندشان نباشند. به گفته این فرد، آقای زینالی حافظه خود را در اثر شکنجه از دست داده بود. خانواده زینالی بارها به امید گرفتن خبری از فرزندشان، به اشخاص مختلف پول می‌دادند تا برای آنها خبری کسب کنند، ولی همۀ این تلاشها بی نتیجه ماند. آقای عمادالدین باقی، رئیس انجمن دفاع از حقوق زندانیان، نیز نتوانست اطلاعی از سعید زینالی به دست آورد. خانواده زینالی در صدد یافتن فرزندشان به بیت رهبری، وزارت اطلاعات، سپاه پاسداران، نیروی انتظامی، دادگاه انقلاب، وزارت کشور، مجلس، قوه قضائیه و دادستانی تهران مراجعه کردند ولی هیچ اطلاعی از وی دریافت نکردند. پس از انتخابات سال ١٣٨٨، خانم زینالی با مهدی کروبی، میرحسین موسوی، محسن رضایی و عبدالحسین روح‌الامينی تماس گرفت ولی جوابی نگرفت. پاسخ مسئولان روزی، حدود ٦ ماه پس از بازداشت آقای زینالی، ساعت ٢ بعد از ظهر، کسی به خانه خانواده زینالی تلفن کرد و درباره دوست او (آقای شهرام چراغی زنجانی) پرسید. او سئوال کرد آیا سعید به «رادیوهای بیگانه» گوش می‌کرده است و پرسید که آیا وی فعالیت سیاسی داشته است یا خیر. سپس گفت که از زندان اوین تماس می‌گیرد. در پاسخ به پرسشهای خانم زینالی درباره فرزندش، فقط اظهار داشت: «انشاالله خبری خواهد شد. من فقط می‌خواستم اطلاعات از شما بگیرم.» مدتی پس از بازداشت آقای زینالی، در ماه رمضان همان سال (١٧ آذر تا ١٦ دی ١٣٧٨)، زنگ خانه آن‌ها به صدا درآمد و کسی گفت که برایشان نامه دارد. وقتی در را باز کردند، چهار مرد قوی هیکل مسلح و مجهز به بی‌سیم وارد خانه شدند. این اشخاص خود را معرفی نکردند و هیچ حکم بازرسی به آن‌ها نشان ندادند. با وجود این ، آن‌ها در خانه به بازرسی مشغول شدند، «تمام خانه را زیر و رو کردند و کتاب‌ها و دست نوشته‌ها و کامپیوتر سعید را با خود بردند» (نامه خانم زینالی). ماموران از آنها پرسیدند که پسرشان با چه کسانی معاشرت داشته است. ایشان در جواب به سئوال پدر وی که آنها کی هستند و از سوی کدام نهاد آمده‌اند، تنها گفتند «اشتباه شده» و اینکه آنها تا یک ساعت اجازه خروج از خانه‌شان را ندارند. یکروز عصر کسی به خانه خانواده زینالی تلفن کرد و اظهار داشت «من از ارگان زنگ می‌زنم.» او به مادر آقای زینالی گفت که فرزندش زنده و سلامت است. او از پاسخ گویی به سؤالهای خانم زینالی درباره جرم پسرش و محل نگه داشتن وی سر باز زد. پس از مدتی، سرهنگی از نیروی انتظامی به خانم زینالی گفت که سعید زینالی در تجمعی برای سخنرانی منوچهر محمدی در دانشگاه تهران شرکت کرده بود. او سعید زینالی را «آشوبگر» خواند. این شخص به خانم زینالی گفت که پسرش «دست بچه‌های عملیات» است. در سال ١٣٨٦، معاون دادستان تهران به خانم زینالی گفت که سعید «وطن فروش» و «منافق» است، اطلاعات امنیتی را به سازمان مجاهدین خلق رسانده و در حفاظت اطلاعات سپاه پاسداران زندانی است. او به خانم زینالی گفت که سراغ پسرش را از حفاظت اطلاعات سپاه و بیت رهبری بگیرد. وی ادامه داد که سعید زینالی «تا کنون همکاری نکرده» است. * واقعه ١٨ تیر ١٣٧٨ در پی تجمع دانشجویان در اعتراض به توقیف روزنامه سلام، در ساعات اولیه بامداد روز ١٨ تیرماه، نیروهای گارد ضد شورش (مشهور به نوپو) و نیروهای لباس شخصی موسوم به انصار حزب الله به خوابگاه دانشجویان یورش برده و در حالی که شماری از دانشجویان در خواب بودند، آن‌ها را به شدت مورد ضرب و شتم قرار داده و اتاقهای‌شان را تخریب کردند. این حمله واکنشی بود به اعتراض دانشجویان به توقیف روزنامه اصلاح طلب «سلام» (چهارشنبه ١٦ تیر) و انتشار نامه سعید امامی (یکی از معاونان وزارت اطلاعات و متهم اصلی پرونده قتل‌های زنجیره‌ای ناراضیان سیاسی) درباره طرح کنترل مطبوعات. روز ۱۷ تیر، در پی انتشار فراخوان به یک گردهمایی در اعتراض به محدودیت و توقیف فعالیت مطبوعات بر روی تابلو اعلانات کوی دانشگاه، چند صد دانشجو شامگاهان مقابل کوی دانشگاه تجمع کرده و به سردادن شعارهایی در دفاع از آزادی و در محکومیت استبداد پرداختند. دانشجویان راهپیمایی خود را در کوی آغاز کرده و سپس، به روال تجمعات قبلی‌شان، در خیابان کارگر شمالی (امیر آباد) ادامه داده و پس از مدتی به خوابگاه بازگشتند. گروهی از دانشجویان به علت حضور غیرعادی نیروهای انتظامی و لباس شخصی‌ها در محل ماندند و پس از درگیری کوتاه با قوای انتظامی با وساطت رئیس خوابگاه دانشگاه برای خواب روانه اتاقهای‌شان شدند. پس از مدتی، به دستور فرمانده پلیس، نیروهای گارد ضد شورش، مسلحانه به محوطه درونی خوابگاه دانشجویان یورش بردند و به همراه نیروهای شبه نظامی موسوم به انصار حزب الله تا صبح در چندین ساختمان خوابگاه، دانشجویان را که بخشاً خوابیده بودند، به طرز خشونت باری مورد ضرب و شتم قرار داده و شماری از آن‌ها را به همراه رئیس دانشگاه بازداشت کرد. زخمی شدن عده کثیری از دانشجویان و تخریب خوابگاه و اموال‌شان باعث بهت و نهایتاً عصبانیت دانشجویان شد. در اعتراض یه یورش نظامیان به کوی دانشجویان، تجمعات گسترده و پرشمار دانشجویان تا روز سه شنبه ٢٢ تیرماه ادامه یافت. در این تظاهرات هزاران دانشجو از تشکل‌های مختلف دانشجویی شرکت داشتند. خبرنگار بخش فارسی بی بی سی شمار شرکت کنندکان در یکی از راهپیمایی‌های اعتراضی دانشجویان در عصر روز ١٩ تیر ماه را ٢٠ هزار نفر ذکر کرد. بنا بر گزارش سال ٢٠٠٠ گزارشگر حقوق بشر سازمان ملل، در جریان تظاهرات دانشجویان در تهران نزدیک به ١٥٠٠ نفر بازداشت شدند. بنا بر اطلاعات موجود، لااقل ۸ نفر در این تظاهرات (و در جریان حمله به خوابگاه) کشته شدند. مقامات رسمی تنها کشته شدن یک نفر از تظاهرات کنندگان به نام عزت الله ابراهیم نژاد را بر اثر اصابت گلوله تایید کردند. تصحیح و یا تکمیل کنید ❯

سوالات متداول

سعید زینالی کیست؟
سعید زینالی، فرزند اکرم و هاشم، متولد ۳۱ شهریور ۱۳۵۵ در ایران و فارغ‌التحصیل رشته کامپیوتر بود. او در جریان اعتراض‌های دانشجویی تیر ماه ۱۳۷۸ در تهران بازداشت شد و در فهرست یادبود مبارزین قرار دارد.
سعید زینالی در چه تاریخی و در چه سنی بازداشت شد؟
او صبح روز ۲۳ تیر ماه ۱۳۷۸ در محله پونک تهران بازداشت شد. در زمان بازداشت ۲۲ سال داشت.
سعید زینالی اهل کجا بود و در کجا زندگی می‌کرد؟
او اهل ایران بود و خانواده‌اش در محله پونک در شمال غرب تهران زندگی می‌کردند.
نحوه بازداشت سعید زینالی چگونه بود؟
بر اساس روایت نزدیکان، افراد ناشناسی او و شهرام چراغی زنجانی را به زور سوار ماشین کردند و بردند. مادرش شماره پلاک ماشین را از یکی از همسایه‌ها دریافت کرد.
سرنوشت سعید زینالی پس از بازداشت چه شد؟
نحوه اعدام او نامشخص است. خانواده‌اش پس از بازداشت به کلانتری‌ها و بیمارستان‌های مختلف مراجعه کردند اما خبری از او نیافتند.

منابع

  1. https://www.iranrights.org/fa/memorial/story/61156/said-zeinali

امتیازات و نظرات

0 نظر

اضافه کردن امتیاز

هنوز هیچ امتیازی برای این صفحه ثبت نشده است.

👥 پیشنهاد اِجتم

پدیا‌های مشابه در یادبود مبارزین

مشاهده همه